وطن به دوشان : یادداشتی پیرامون مهاجرت ورزشکاران

در گفتگویی در vo2 ،پای صحبت های پیام سعدی پور ملی پوش سابق رشته ی دوچرخه سواری ، کارشناس تربیت بدنی از دانشگاه تهران  که عناوینی همچون ۲ مدال مسابقات قهرمانی آسیا ، پیراهن طلای در تور بین‌المللی ، مقام اول المپیاد ایرانیان و ۵۰ مدال طلا نقره برنز مسابقات قهرمانی کشور و لیگ برتر باشگاه های کشور را در کارنامه خود دارد نشستیم.

سعدی پور در ارتباط با موج مهاجرت و پناهندگی ها به ما می گوید:

با توجه به اینکه مهاجرت قهرمانان کشور در سالهای اخیر افزایش چشمگیری داشته اینجانب به عنوان عضو کوچکی از خانواده ورزش کشور،مسئولیت دارم ضمن اعتراض به روند مدیریت ورزش ، کمی به آسیب ها و دلایل این خطر بزرگ برای ورزش کشور بپردازم ،،
بنده معتقدم هیچ قهرمانی مایل به ترک وطن نیست چرا که بزرگترین افتخار و شیرین ترین لحظه برای ورزشکار ،زمانِ به اهتزاز درآمدن پرچم کشورش است.
پس دلیل مهاجرت چیست؟ از نظر من

۱_نبود مدیران کارآمد در رأس امور
۲_نبود امکانات به روز و ابزار مناسب
۳_نداشتن امنیت شغلی و امید به آینده
۴_نپذیرفتن مسئولیت ورزشکاران در زمان آسیب دیدگی و مشکلات مالی از سمت مدیران
۵_کمبود تیم های حرفه ای و مبلغ به شدت اندک قرارداد ورزشکار
۶_عدم برنامه ریزی بلند مدت جهت حضور در مسابقات بین‌المللی
۷_رها کردن ملی پوشان بعد از برگزاری مسابقات و …

در سالهای اخیر بعد از مهاجرت ملی پوشان ،مدیران ورزشی کشور کاری بجز ابراز تاسف و زدن برچسب هایی همچون بی غیرت، وطن فروش ، قدر نشناس و … نکرده اند.
گویی شخص دیگری در جهان دیگری مسئول اداره کردن ورزش بوده نه شخص ایشان ،

روی صحبتم با تمام مسئولین هیئات ورزشی ،فدراسیون ها و وزارت ورزش است : آیا بهتر نیست به رفتار خودتان دقت کنید و ببینید چه عملکردی داشته اید که یک سرمایه ملی، وطن، دوستان وخانواده خود را رها میکند ؟
در سالهای اخیر هیچ امکانات حرفه ای ارائه نشد، اردوی با کیفیت نداشته ایم، مربی متخصص، آنالیزور، روانشناس و… نبود، اگر افتخاری هم از جانب ورزشکاری در اکثر رشته ها مخصوصا ورزشهای انفرادی کسب شده صرفا به دلیل خوش غیرتی ، پشتکار و عشق به مردم با هزینه های شخصی خودش بوده.
گواه گفته ی من مصاحبه خیلی از قهرمانان در این سالهاست

چرا یک دلاور ،یک پرچمدار ، یک نخبه با کوله‌باری از افتخار برای رفع کمترین نیاز های خود باید دست به دامان نماینده مجلس شود،روز ها و ماه ها در صف دیدار بماند و در نهایت با وعده هایی که در اکثر مواقع به آنها عمل نمیشود به محل تمرین خود بازگردد ؟
آیا پیگیری این مسائل وظیفه ی مدیران ورزشی نیست؟
مدیرانی که حتی مسئولیت یک آسیب دیدگی ساده را هم از ورزشکار قبول نمیکنند ،اکثر این بچه ها کمترین هزینه های پزشکی را هم از جیب خانوادهایشان میپردازند.
چه برنامه ای برای آینده این قهرمانان دارید؟
به نظر شما با این هزینه های سنگین زندگی، قهرمانی که تمام روز، وقت و انرژی خود را صرف افتخار آفرینی برای کشورش میکند، قرار است ادامه زندگی خود را چگونه بگذراند ؟
گواه گفته ی من دستفروشی و شغل نامناسب با شأن و شخصیت قهرمانان در جای جای کشورمان ایران .

با توجه به شرایط فوق فکر میکنم راه کار بعدی مدیران برای مهاجرت نکردن ورزشکاران در مسابقات و اردو های برون مرزی همراه داشتن دستبند و غُل و زنجیر باشد

استعدادیابی و تلاش برای زیرساخت ورزش که هیچ ، حتی ملی پوشان هم ، از داشتن یک تیم حرفه ای محرومند، چه برسد به جوان ها و تازه کار ها.
بیشتر تیم ها با امکانات ۱۰ ساله گذشته ی کشورهای دیگر اداره می شوند . نه اینکه توان فراهم کردن را نداشته باشند بلکه به دلیل بی اهمیت بودن مسئله ورزش قصدی برای این امر وجود ندارد .
برعکسِ کشور ما، مسئله ورزش در باقی کشور ها دارای اولویت میباشد زیرا آنان خوب میدانند این امر موجب پویایی جامعه میشود و امید به آینده را در نسل جوان برمی انگیزد.


در اکثر کشورهای پیشرفته ملی پوشان نه تنها در زمان اوج دوران ورزشی ، حمایت کشور خود را دارند ، بلکه بعد از تمام شدن سن قهرمانی در بدنه‌ی ورزش مشغول به فعالیت شده و از تجربه و توانایی های بالقوه آنان کمال استفاده را مبرند .
اما در ایران شما چگونه با قهرمان رفتار می‌کنید؟
بهتر نیست انگشت اشاره را به سمت خود بگیرید؟
همه میدانیم در رشته ی فوتبال مهاجران کمتری وجود دارد چرا که حتی آماتورترین‌ها قراردادهایی چندین برابر نسبت به ملی پوشان و قهرمانان در دیگر رشته ها دارند ،
چه نتیجه ای میتوان گرفت ؟ غیر از اینکه اصلی ترین عامل در مهاجرت ورزشکاران ، نبود امید به آینده ،نبود تامین مالی، و عدم قدر شناسی مسئولان است.
مسئولانی که در زمان گرفتن عکسِ یادگاری حضوری چشمگیری دارند اما به وقت رسیدگی به مشکلات با انواع بهانه ها از نظرها پنهان میشوند.
بنده به واسطه شرکت در اردو هایی مختلف و دوره ی تحصیل در دانشگاه با اکثر قهرمانان رشته های مختلف ارتباط داشته و دارم ،در بیشتر مواقع با روحیات این عزیزان آشنا هستم.
هیچکدام از دوستانم اگر مجبور نبودند هرگز زیر پرچم دیگری به جهت کسب مدال حضور پیدا نمیکردند .
با وجود اینکه شدیدا مهاجرت را امری غلط میدانم، هیچ قضاوتی نسبت به تصمیمشان ندارم زیرا با توجه به شرایط فوق و نبود قصدی برای رفع مشکلات، آنها که رفته اند چاره ای جز ْ این نداشتند،.
آنان وطن فروشان نیستند ، وطن به دوشانند.
از گفتن اسامی اجتناب میکنم زیرا همه به خوبی قهرمانان کشور را میشناسند .
 در کمال نا امیدی آرزو میکنم شاهد هیچ رفتنی نباشم

پاینده ایران
پیام سعدی پور

درباره مدیریت محتوا

مدیریت محتوا

همینطور ببینید

حقی،تنها ورزشکار تاریخ دوچرخه سواری که به دوپینگ اعتراف کرده است

به گزارش پایگاه خبری VO2 ، علیرضا حقی ورزشکار با سابقه و پرافتخار کشور و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *